|
|
|
|
|
وقتی بجه ایم ... خیابانها عریض هستند ... ساختمانها بلند و غصه ... مسیر طولانی خانه تا مدرسه است وقتی بزرگ می شویم ... تازه می فهمیم راه مدرسه چه کوتاه بوده و غصه ... فرصت برای پیمودن راههایی است که گاه سالها می روی و نمی رسی تا راه هست ... رسیدن هم هست ... فغان آن گاه که دیگر راه نیست .................
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت توسط پرنیان
|
|
||
|
|
|
|
|
چند فاصله شکست و نیامدی ؟ دیشب نردبان دل تا ماه آسمان هم رفت .... اما ..... کدام قدم توانای صعود بود ؟ کدام خزان بی باغ انار آمد ؟ کدام انار بی یاقوت سرخ ؟ پاییز هست ... رمضان هست ...و دنیا دنیا راه و رسیدن و نرسیدن هست ... اما اما اینبار تو دیگر نیستی ... چون بسیاری دیگر ...... کجاست سکوت پر صدایت ؟ کجاست خانه ء بی خانمانی ات ؟
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت توسط پرنیان
|
|
||