|
|
|
|
|
برای من هر وقت عید می رسد تکرار این حقیقت است که :
هنوز هم هیچ کجای دنیا گرمتر و آرامتر از خانه پدری نیست
* عیدتون مبارک ... سالی پر خیر و برکت داشته باشید ... و شیرین ترین لحظه ها را به شهود بنشینید
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت توسط پرنیان
|
||
|
|
|
|
|
... و می گذرد ... صاف و ساده و مغرور .... سلطان سپید پوش فصلها زمستان و می گذرد ... کولاک و یخبندان دل کودک فقیر .... شوق چشمهای آدم برفی ... دستکشهای بافتنی مادربزرگ ... بخار چسبیده به پنجره و می گذرد ... هیجان غل غل سماور .... گرمای چای هل دار ... زمستان هم رفت ......
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت توسط پرنیان
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت توسط پرنیان
|
|
||
|
|
|
|
|
حتی E = MC2 هم قانون زندگی را به استدلال ننشست و تا دلت بخواهد اتحاد a2 - b2 را تا آخر رفتیم و نرسیدیم ... حتی خود من با وجود آنکه از انتگرال بیزارم ... سالهاست چندگانه حل می کنم و به پاسخ نمی رسم ... واژه با فاکتورگیری کم نمی شود .... مشتق هم فقط سبکبال می کند ... تا پرواز ... فاصله هاست .... ضرب کننده ها هم کم آورده اند و انگار تمام آپ امپهای زندگی در اعتصابند ... تقویت کنندگی صفر مطلق کلوین ... با همه اینها اصل اول و آخر زندگی : .... لبخند به تلخی هاست .... "زندگی شاید همین باشد " ** از خوبیهاتون تشکر ... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت توسط پرنیان
|
|
||
|
|
|
|
|
کوچولویی که ازش حرف زدم بیمارستان بستری شده ... منم دیگه ندیدمش حالش خوب نیست ......... برای سلامتیش دعـــــــــــــــــــــــــــــا کنید ./
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت توسط پرنیان
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همگی اول یه عذرخواهی بدهکارم به همه ء اونایی که باید بهشون سر می زدم و این کار را نکردم و دوم از همه تون ممنونم و سوم اینکه در اولین فرصت به وبلاگهای قشنگتون سر می زنم * امروز ساعت هشت و بیست دقیقه صبح ... قسمت تو در این دنیا آغاز شد و من خاله ء یک دختر کوچولوی ناز شدم ... احساس می کنم شانه هایم سنگین شد !!! یک حس گنگ و شیرین احساس می کنم از یک خط ... یک مرز گذشتم ... شاید که دیروز تا امروز چند ساعت نبودم ... چند سال بود ... شاید غبار یک عمر بر شانه های من نشست ... می گویی پیر شدم ؟!!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت توسط پرنیان
|
|
||